دیکشنری فارسی

oratorical

UKɔrətɔrikl US'ɔ:rə'tɔ:rəkəl

معنی فارسی

نطقي ، خطابه اي ، وابسته به سخن راني يا نطق ،

فصيحانه ، اديبانه

معنی کامل و مثال‌ها

/ôr´ǝ tôr´i kǝl/adj.

● وابسته به خطیبان و سخنوری

● متمایل به نطق غرا ایراد کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characteristic of an orator or oratory “oratorical prose” “harangued his men in an oratorical way"- Robert Graves”

مترادف‌ها

adjective
Rhetorical, eloquent.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن