orchestic معنی فارسی رقصي واژههای دیگر با معنی «رقصي» gestic وابسته بحرکت بدني، رقصي، مربوط برقص saltant جست وخيزي، رقصي. poussette دست هارا بهم دادن و گرد رقصيدن، گرد رقصي