دیکشنری فارسی

orchido-

معنی کامل و مثال‌ها

/ôr´ki dō, -dǝ/

● پیشوند:

● خایه، تخم (مرد)، بیضه، خاگ [orchidotomy]

● ارکیده، ثعلب [orchidology] (پیش از واکه: orchid-)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن