دیکشنری فارسی

ord

USɔ:d

معنی فارسی

مخفف: ترتيب نظم ترتيبي

معنی کامل و مثال‌ها

● مخفف:

● ترتیب، نظم

● (عدد) ترتیبی

● مقررات، سنت، قاعده

● عادی

● لشگرداری، مهمات

واژه‌های دیگر با معنی «مخفف:»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن