دیکشنری فارسی

ordnance

UKɔːdnəns US'ɔ:dnəns

معنی فارسی

رسته اردنانس ، اسلحه و مهمات ، اردنانس ،

مربوط به اسلحه و مهمات ، مهمات ، ذخاير

معنی کامل و مثال‌ها

/ôrd´nǝns/n.

● توپخانه، توپ

● مهمات (سلاح به علاوه‌ی خرج آن و وسایط نقلیه و تجهیزات مربوطه)

● (ارتش) اداره‌ی تدارکات، لشگرداری، اردینانس

تعریف انگلیسی

noun
  1. large but transportable armament
  2. military supplies

مترادف‌ها

noun
Cannon, great guns, artillery.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن