دیکشنری فارسی

ordure

UKɔːdjeər

معنی فارسی

نجاست براز زباله خاکروبه سخن زشت

معنی کامل و مثال‌ها

/ôr´jǝr, -dyoor/n.

● مدفوع، براز، ککه، گه، عن، سرگین

● کود (انسانی و حیوانی)

● کثافت، نجاست

تعریف انگلیسی

noun
  1. solid excretory product evacuated from the bowels

مترادف‌ها

noun
Dung, excrement, faeces.

واژه‌های دیگر با معنی «نجاست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن