پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
organ of the body
معنی فارسی
عضو بدن
واژههای دیگر با معنی «عضو بدن»
adventitia
پوشش خارجي عضو بدن
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن