organ system معنی فارسی دستگاه واژههای دیگر با معنی «دستگاه» device code کد دستگاه papalism دستگاه پاپ، فرصاغراق اميزنسبت به برتري پاپ recording instrument دستگاه ضبط، سنجه ثبت کننده abel closed tester دستگاه آبل absorption apparatus دستگاه جذب C.G.S. system دستگاه سگث device name نام دستگاه drill press دستگاه مته drilling machine دستگاه مته honing machine دستگاه سنگ