پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
organdy or organdie
معنی کامل و مثالها
/ôr´gǝn dē/n., pl.
●
(پارچهی نازک و پنبهای) ارگاندی
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن