دیکشنری فارسی

organogenesis

US'ɔ:gənəu'dʒenəsıs

معنی فارسی

اندامزايي

معنی کامل و مثال‌ها

/ôr´gǝ nō´jen´ǝ sis/n.

● (زیست‌شناسی - سرچشمه و رشد اندام‌ها) اندام‌زایی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن