organology
معنی فارسی
اندام شناسي علم ساختمانهاي آلي
معنی کامل و مثالها
/ôr´gǝ näl´ǝ jē/n.
● (بخشی از زیستشناسی که با ساختمان و کار اندامهای حیوانی و گیاهی سروکار دارد) اندامشناسی
اندام شناسي علم ساختمانهاي آلي
/ôr´gǝ näl´ǝ jē/n.
● (بخشی از زیستشناسی که با ساختمان و کار اندامهای حیوانی و گیاهی سروکار دارد) اندامشناسی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن