دیکشنری فارسی

orgiastic

UKɔːdʒiæstik

معنی فارسی

آميخته به عياشي و ميگساري

معنی کامل و مثال‌ها

/ôr´jē as´tik/adj.

وابسته به عیاشی و میگساری، سرمستانه، شورمندانه

orgiastic music

موسیقی پرشور

تعریف انگلیسی

adjective
  1. used of frenzied sexual activity
  2. used of riotously drunken merrymaking “a night of bacchanalian revelry” “carousing bands of drunken soldiers” “orgiastic festivity”

واژه‌های دیگر با معنی «آميخته به عياشي و ميگساري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن