ortho-
معنی کامل و مثالها
/ôr´thō, -thǝ/
● پیشوند:
● ارتا -، راست، قائم، قائمه [orthognathous و orthorhombic]
● درست، صحیح، خوش - [orthography]
● (شیمی) اسید دارای بیشترین تعداد OH در هر اتم [orthophosphoric acid]
● درمان یا اصلاح نقص استخوان و غیره [orthopedics] (پیش از واکه: orth-)