دیکشنری فارسی

orthodoxy

UKɔːθədɔksiː US'ɔ:θə'dɔksı

معنی فارسی

رشد ، درست اعتقادي ، فربود کشي ، درستي ،

پيروي از کليساي روسي و يوناني

معنی کامل و مثال‌ها

/ôr´thǝ däk´sē/n., pl.

پذیرفتگی، ارتاخشی، ارتاکیشی، درست آیینی

عقیده یا رسم یا سنت معمول، ارتا پنداره

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of being orthodox (especially in religion) “Attrubites: orthodox, unorthodox”
  2. a belief or orientation agreeing with conventional standards

مترادف‌ها

noun
True faith, soundness of doctrine.

واژه‌های دیگر با معنی «رشد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن