دیکشنری فارسی

orthogenesis

معنی فارسی

اصلاح و پرورش نژاد درطي زمان، جبر زمان.

معنی کامل و مثال‌ها

/ôr´thō jen´ǝ sis/n.

● (زیست‌شناسی - مردم‌شناسی) ارتازایی، راست‌زایی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن