orthopathy معنی فارسی فن درست کردن اندامهاي ناقص معلجه ناخوشي بي آنکه دارويي بکاربرند واژههای دیگر با معنی «فن درست کردن اندامهاي ناقص معلجه ناخوشي بي» orthopaedics فن درست کردن اندامهاي ناقص معالجه ناخوشي، بي آنکه دارويي بکاربرند orthopedically فن درست کردن اندامهاي ناقص معالجه ناخوشي، بي آنکه دارويي بکاربرند orthopedics فن درست کردن اندامهاي ناقص معالجه ناخوشي، بي آنکه دارويي بکاربرند