دیکشنری فارسی

orthoscopic

معنی فارسی

درست نمودار کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/ôr´thō skäp´ik/adj.

راست‌نما، ارتانما، راست بین

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن