دیکشنری فارسی

osculant

معنی فارسی

واقع شونده ، در ميان چند چيز ، متوسط

معنی کامل و مثال‌ها

/äs´kyōō lǝnt/adj.

● (زیست‌شناسی - در مورد ویژگی مشترک دو یا چند گروه یا جنس و غیره) انبازین

● (جانورشناسی) هم‌چسبگر، هم‌چسبنده

مترادف‌ها

adjective
1. Kissing, osculatory, osculating.
2. (entomology) Embracing, adhering.

واژه‌های دیگر با معنی «واقع شونده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن