osculant
معنی فارسی
واقع شونده ، در ميان چند چيز ، متوسط
معنی کامل و مثالها
/äs´kyōō lǝnt/adj.
● (زیستشناسی - در مورد ویژگی مشترک دو یا چند گروه یا جنس و غیره) انبازین
● (جانورشناسی) همچسبگر، همچسبنده
مترادفها
adjective
1. Kissing, osculatory, osculating.
2. (entomology) Embracing, adhering.