دیکشنری فارسی

osmous

معنی فارسی

اسمز

معنی کامل و مثال‌ها

/äz´mǝs/

● (شیمی - وابسته به ترکیبات شیمیایی که osmium آنها نسبت به ترکیبات مشابه ظرفیت کمتری دارند) اسمز

واژه‌های دیگر با معنی «اسمز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن