دیکشنری فارسی

ourselves

UKauəselvz USauə'selvz

معنی فارسی

مال ما خودمان. خود ما فقط ما را

معنی کامل و مثال‌ها

/-selvz´/pron.

● (ضمیر انعکاسی - اول شخص جمع) خودمان را، خودمان، برای خودمان

we are doing it solely for ourselves

ما آن کار را صرفا به خاطر خودمان می‌کنیم.

we bought a used car for our son and a new car for ourselves

ما یک اتومبیل کهنه برای پسرمان و یک اتومبیل نو برای خودمان خریدیم.

we got ourselves into trouble

خودمان را به دردسر انداختیم.

we would like to see it for ourselves

دلمان می‌خواهد خودمان (شخصا) آن را ببینیم.

we can write it ourselves

می‌توانیم خودمان (به تنهایی) آن را بنویسیم.

● (برای تاکید - همراه با we) خود ما

we sent our daughter; but we ourselves will never go

دخترمان را فرستادیم و لی خود ما هرگز نخواهیم رفت.

we who ourselves have tasted war ...

ما که خودمان مزه‌ی جنگ را چشیده‌ایم ....

● (برای تاکید بیشتر به جای us به کار می‌رود) فقط ما را

this article pleases ourselves but no one else

این مقاله به جز ما کسی را دلشاد نمی‌کند.

● (برای تاکید به جای we یا we ourselves - برای مقایسه با than یا as - برای تاکید - به عنوان بخشی از فاعل) خود ما

the only ones who want to go are ourselves

یگانه کسانی که می‌خواهند بروند خود ما هستیم.

no one knows more about it than ourselves

هیچ کس بیشتر از خود ما درباره‌ی آن نمی‌داند.

our children and ourselves will be glad to see you

فرزندان و خودمان از دیدن شما خوشنود خواهیم شد.

● حالت عادی خودمانی، وضع خودمانی

we had been ill but today we are ourselves again

ما بیمار بودیم ولی امروز دوباره خودمان شده‌ایم (خوب شده‌ایم).

for a moment we were dizzy but we quickly came to ourselves

برای لحظه‌ای گیج بودیم ولی به سرعت حالمان سرجایش آمد.

واژه‌های دیگر با معنی «مال ما»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن