out and outer معنی فارسی افراطي. واژههای دیگر با معنی «افراطي.» extrimist افراطي، تندرو، فزونرو. extremist افراطي، افراط کار go to extreme افراطي شدن، افراط و تفريط کردن overgeneralization تعميم افراطي overreaction واکنش افراطي ultra-individualism فردگرايي افراطي، اعتقاد به اصالت فرد در حد افراط superpatriot وطن پرست افراطي، ابر ميهن دوست sansculotte انقلابي افراطي. radical behaviorism رفتارگرايي افراطي young turk افسر جوان افراطي.