out of the ordinary معنی فارسی غير معمول فوق العاده واژههای دیگر با معنی «غير معمول» unusual غير معمول، غريب، مخالف obsolete مهجور، متروک کهنه، غير معمول uncommon غير متداول، کمياب، غير معمول offbeat قطعه موسيقي ناهماهنگ، مغاير، خل. hypotrophy (زيست شناسي) رشد کمتر از معمول، رشد غير متناسب اعضاي شعاعي.