outdare معنی فارسی به مبارزه طلبيدن سر قوز آوردن تحريک بجنگ کردن دوام آوردن دربرابر واژههای دیگر با معنی «به مبارزه طلبيدن» defied به مبارزه طلبيدن، بي اعتنايي کردن به، دشوار يا محال ساختن defies به مبارزه طلبيدن، بي اعتنايي کردن به، دشوار يا محال ساختن defy به مبارزه طلبيدن، بي اعتنايي کردن به، دشوار يا محال ساختن