دیکشنری فارسی

outdoors

UKautdɔːz US'aut'dɔ:z

معنی فارسی

بيرون از خانه درهواي آزاد درصحرا

معنی کامل و مثال‌ها

/out´dôrz´/adv., n.

● به سوی بیرون، به خارج

I went outdoors to get some fresh air

بیرون رفتم که قدری هوای تازه بخورم.

● در بیرون ساختمان، در هوای آزاد

we stayed outdoors until it started to rain

در خارج از ساختمان ماندیم تا باران شروع به باریدن کرد.

● بیرون شهر، دشت و صحرا، دامن طبیعت

the lure of the great outdoors

جذبه‌ی دشت‌های طبیعی و پر ابهت

تعریف انگلیسی

adverb
  1. where the air is unconfined “he wanted to get outdoors a little” “the concert was held in the open air” “camping in the open”
  2. outside a building “in summer we play outside”

مترادف‌ها

adverb
Abroad, out of doors, in the open air, out of the house.

واژه‌های دیگر با معنی «بيرون از خانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن