دیکشنری فارسی

outfield

US'aut'fi:ld

معنی فارسی

زميني که آنسوي کشتزاريا محوطه خانه است ،

جاي دور دست

معنی کامل و مثال‌ها

/out´fēld´/n.

● زمین‌های بیرونی، دشت‌های اطراف (چیزی)، برون‌زمین

● (برخی میدان‌های ورزشی به ویژه بیس‌بال) بخش بیرونی زمین بازی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the area of a baseball playing field beyond the lines connecting the bases

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن