دیکشنری فارسی

outland

US'aut'lænd

معنی فارسی

زمين بيگانه

معنی کامل و مثال‌ها

/out´land´, -lǝnd/n., adj.

● (معمولا جمع) جا (های) دور افتاده، سرزمین (های) دور از دریا

● دور دست، دور افتاده، دور از دریا

● (قدیمی) کشور خارجی، سرزمین بیگانه

● (قدیمی) بیگانه، برون‌مرزی، خارجی، اجنبی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن