دیکشنری فارسی

outlawry

UKautlərai US'aut'lɔ:rı

معنی فارسی

بي بهرگي از حفاظت قانوني محروميت از حقوق نفي بلد خرج هزينه

معنی کامل و مثال‌ها

/out´lô´rē/n., pl.

یاغی‌گری، گردنکشی، شرارت، تمرد

قانون شکنی، بی‌اعتنایی به مقررات، سرپیچی

ریشه و کاربرد

Noun

The state of being an outlaw or living as one.

ریشه

From Middle English outlawrie, from Old English ūtlaga, from Old Norse útlagi.

مثال

  • He was declared in a state of outlawry.
  • The outlawry of the gang was well known.
  • The outlawry was a result of his criminal activities.

ترکیب‌های رایج

Declare outlawry Lift outlawry State of outlawry

واژه‌های دیگر با معنی «بي بهرگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن