دیکشنری فارسی

output

UKautput US'aut'pu:t

معنی فارسی

محصول درآمد کار بازده

معنی کامل و مثال‌ها

/out´poot´/n., adj., vt.

تولید، فرآوری، فرورد

the output of coal

فرورد (تولید) زغال‌سنگ

industrial output

تولید صنعتی

the output of small cars

تولید (فرورد) اتومبیل‌های کوچک

the output of goods and services

تولید کالاها و خدمات

(علم و ادب) شکوفایی، گل کردن

a period of great scientific output

دوران شکوفایی عظیم علمی

his literary output was small

بازده ادبی او ناچیز بود.

(کامپیوتر) برون‌داد، خروجی، برون‌دادی، برون‌ده

output process

فرآیند برون‌ده

output unit

واحد خروجی، یکان برون‌ده

(برق - نیروی مفید تولید شده توسط مولد یا بیرون داده شده توسط تقویت کننده‌ها و غیره) انرژی خروجی، نیروی بازداده، بازداد، (محل دادن این نیرو) بازدادگاه، تولیدگاه

(کامپیوتر) برون‌داد کردن، برون‌دادن، خروجی دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. final product; the things produced
  2. production of a certain amount
  3. signal that comes out of an electronic system
  4. the quantity of something (as a commodity) that is created (usually within a given period of time) “production was up in the second quarter”
  5. what is produced in a given time period “the computer is outputting the data from the job I'm running” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «محصول»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن