دیکشنری فارسی

outrigger

US'aut'rıgə

معنی فارسی

تير پيش آمده ، پايه پاروگير ،

بست کرجي اي که پاروگيرآن بست يا پايه دارد

معنی کامل و مثال‌ها

/-rig´ǝr/n.

شمع یا پایه‌ی موقت و غیره که بر بدنه‌ی اصلی وصل است، تیر کناره‌ی قایق (برای افزودن بر ثبات و نگهداری پارو و غیره)

(هواپیما و فضاپیما و غیره) پشت‌بند موتور

ریشه و کاربرد

Noun

A framework or support structure extending outward from the side of a boat or ship to provide stability

ریشه

From 'out' + 'rig'

مثال

  • The canoe had outriggers to prevent it from tipping over.
  • The sailboat's outrigger kept it balanced in strong winds.
  • The fishing vessel had outriggers to stabilize it in rough seas.

ترکیب‌های رایج

Canoe outrigger Sailboat outrigger Fishing vessel outrigger Ship outrigger

واژه‌های دیگر با معنی «تير پيش آمده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن