outshoot
معنی فارسی
تعداد بيشتر و بهتر تيراندازي نسبت به
حريف
معنی کامل و مثالها
/out´shoot´/n., vt.
● بهتر تیراندازی کردن
● بیرون زدن، بیرون جستن، قلمبه شدن
● هرچیز بیرون زده، قلمبه
تعداد بيشتر و بهتر تيراندازي نسبت به
حريف
/out´shoot´/n., vt.
● بهتر تیراندازی کردن
● بیرون زدن، بیرون جستن، قلمبه شدن
● هرچیز بیرون زده، قلمبه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن