outstretch
معنی فارسی
بيرون گسترده مبسوط
معنی کامل و مثالها
/out´strech´, out´-/vt.
● گشاد کردن، گسترده یا دراز کردن
● ماورای چیزی رفتن، در پشت چیزی پراکنده شدن
مترادفها
verb active
Extend, expand, outspread.
بيرون گسترده مبسوط
/out´strech´, out´-/vt.
● گشاد کردن، گسترده یا دراز کردن
● ماورای چیزی رفتن، در پشت چیزی پراکنده شدن
verb active
Extend, expand, outspread.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن