outwitting
UKautwitiŋ
US'aut'wıtıŋ
معنی فارسی
زرنگ بودن از باهوش تردرآمدن از گول زدن گير انداختن مجاب کردن
زرنگ بودن از باهوش تردرآمدن از گول زدن گير انداختن مجاب کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن