outwore
UKautwɔːr
معنی فارسی
بيشتر دوام کردن از ، فرسودن ، ساييدن ،
کهنه کردن ، گذراندن ، بسربردن
بيشتر دوام کردن از ، فرسودن ، ساييدن ،
کهنه کردن ، گذراندن ، بسربردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن