over-
معنی کامل و مثالها
/ō´vǝr/
● پیشوند:
● بالای، روی، مافوق، بالائی، برونی، خارجی [overhead]
● برتر، برجسته، ابر- [overlord]
● گذرنده، عبور کننده (از روی)، سر رفتن، لبریز [overshoot و overpass و overflow]
● حرکت از بالا به پایین [overwhelm]
● در سر تا سر سطح (چیزی)، از یک سو به سوی دیگر، از میان [overprint و overgrowth]
● زیادی، زیاده، بیش از حد، نا خواسته، اضافی، زائد، فزون، - بیش [oversleep یا overwork]