دیکشنری فارسی

overact

معنی فارسی

بيش از اندازه انجام دادن ،

بطور اغراق آميز بازي کردن يانمايش دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/-akt´/vt., vi.

● (تئاتر و غیره) به طور غلو آمیز نقش ایفا کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From over- (excessive) + act (perform)

مثال

  • She tends to overact in emotional scenes.
  • The actor's overacting was criticized by the reviewers.
  • He was accused of overacting his role in the play.

ترکیب‌های رایج

Overact in a play Overact in a movie Overact in a scene Overact emotions

تعریف انگلیسی

verb
  1. exaggerate one's acting “Somebody ----s” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن