دیکشنری فارسی

overage (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/-āj´/adj.

● (از سن معین) مسن‌تر، پیرتر

● پیر، وامانده، بسیار سالخورده، فرتوت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن