دیکشنری فارسی

overcloud

UKouvəklaud

معنی فارسی

ابرناک کردن تيره کردن افسرده کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr kloud´/vt., vi.

ابری کردن یا شدن، تیره کردن یا شدن، گرفته کردن یا شدن

غمگین (یا خشمگین) کردن یا شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make obscure or unclear “The distinction was obscured” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Something ----s something”
  2. become covered with clouds “The sky clouded over” “Verb Frames:” “Something ----s” “It is ----ing”

واژه‌های دیگر با معنی «ابرناک کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن