دیکشنری فارسی

overcloud

UKouvəklaud

معنی فارسی

ابرناک کردن تيره کردن افسرده کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr kloud´/vt., vi.

● ابری کردن یا شدن، تیره کردن یا شدن، گرفته کردن یا شدن

● غمگین (یا خشمگین) کردن یا شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make obscure or unclear “The distinction was obscured” “Somebody ----s something” “Something ----s something”
  2. become covered with clouds “The sky clouded over” “Something ----s” “It is ----ing”

واژه‌های دیگر با معنی «ابرناک کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن