دیکشنری فارسی

overdose

US'əuvə'dəus

معنی فارسی

داروي بيش از حد لزوم، دواي زياد خوردن.

مقدار بيش از حد دارو، فزون دارو

در خوردن دارو افراط کردن، فزوندارويي کردن،

زيادي دارو خوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr dōs´/n., vt.

مصرف بیش از حد دارو (یا مواد مخدر)، فزون دارویی

مقدار بیش از حد دارو، فزون دارو

در خوردن دارو افراط کردن، فزون دارویی کردن، (عمدا یا سهوا) زیادی دارو خوردن

he overdosed on heroine and died

در مصرف هروئین افراط کرد و مرد.

ریشه و کاربرد

noun

An excessive or dangerous amount of a drug or medication.

ریشه

From the prefix 'over-' meaning 'excessive' and the noun 'dose'.

مثال

  • He was rushed to the hospital after an overdose of painkillers.
  • Overdose deaths from opioids have been on the rise.
  • The singer's death was caused by an accidental overdose.

ترکیب‌های رایج

suffer an overdose administer an overdose fatal overdose overdose prevention

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن