overfreight معنی فارسی زياد بار کردن واژههای دیگر با معنی «زياد بار کردن» overload زياد بار کردن، زياد پر کردن frequent چندين بار رخ دهنده، مکرر، سريع overburden زيادبارکردن، گران بار کردن، زيادتحميل کردن proliferate نمو کردن، زياد شدن، زودزادوولد کردن