دیکشنری فارسی

overhear

US'əuvə'hıə

معنی فارسی

تصادفاً شنيدن ، بطور غير مستقيم شنيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr hir´/vt.

(اتفاقا) شنیدن، به گوش (کسی) خوردن

I overheard what they were saying

حرف‌های آنها را شنیدم.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن