overhelming معنی فارسی سهمگين طاقت فرسا زياد فوق العاده واژههای دیگر با معنی «سهمگين» formidable سهمگين، مهيب، سخت hideous زشت، سهمگين، زشت horrible مخوف، مهيب، سهمگين dreadful ترسناک، مخوف، سهمگين ghastful ترسناک، مخوف، سهمگين woeful اندوهناک، غمگين، محنت زده