overindulgence
UKouvərindʌldʒəns
معنی فارسی
ازادي بيش از حد دادن ، افراط.
معنی کامل و مثالها
/-in dul´jǝns/n.
● اغماض بیش از حد، لوس کردن، ننر کردن، فزون بخشودگی، نادیده پنداری