دیکشنری فارسی

overindulgence

UKouvərindʌldʒəns

معنی فارسی

ازادي بيش از حد دادن ، افراط.

معنی کامل و مثال‌ها

/-in dul´jǝns/n.

اغماض بیش از حد، لوس کردن، ننر کردن، فزون بخشودگی، نادیده پنداری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن