دیکشنری فارسی

overindulgence

UKouvərindʌldʒəns

معنی فارسی

ازادي بيش از حد دادن ، افراط.

معنی کامل و مثال‌ها

/-in dul´jǝns/n.

● اغماض بیش از حد، لوس کردن، ننر کردن، فزون بخشودگی، نادیده پنداری

تعریف انگلیسی

noun
  1. excessive indulgence “the child was spoiled by overindulgence”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن