overpoise
معنی فارسی
سنگين تر بودن از ، بيشتر ارزيدن از ،
مهمتر بودن از ، بيشتر نفوذ داشتن از
مترادفها
verb active
Overbalance, outweigh.
سنگين تر بودن از ، بيشتر ارزيدن از ،
مهمتر بودن از ، بيشتر نفوذ داشتن از
verb active
Overbalance, outweigh.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن