دیکشنری فارسی

oversell

UKouvəsl

معنی فارسی

بيش از عرضه يا توليد فروش کردن،

فزون فروشي کردن

بيش از حد کسي را به کاري تشويق کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr sel´/vt.

● بیش از عرضه یا تولید فروش کردن، فزون فروشی کردن

● بیش از حد کسی را به کاری تشویق کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن