overshoot
US'əuvə'ʃu:t
معنی فارسی
بالاتر زدن خطا کردن تجاوز کردن از اغراق آميز کردن
معنی کامل و مثالها
/ō´vǝr shōōt´/vt., vi.
● (در هدفگیری) بالا یا ورای هدف را زدن، به هدف نزدن
● (هواپیما- هنگام فرود) از باند فرودگاه خارج شدن
● (از حد معینی ) فراتر رفتن، تجاوز کردن، تخطی کردن
تعریف انگلیسی
verb
- shoot beyond or over (a target) “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
- aim too high “The plan overshoots its aim” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”