دیکشنری فارسی

overshoot

US'əuvə'ʃu:t

معنی فارسی

بالاتر زدن خطا کردن تجاوز کردن از اغراق آميز کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr shōōt´/vt., vi.

● (در هدفگیری) بالا یا ورای هدف را زدن، به هدف نزدن

● (هواپیما- هنگام فرود) از باند فرودگاه خارج شدن

● (از حد معینی ) فراتر رفتن، تجاوز کردن، تخطی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. an approach that fails and gives way to another attempt
  2. shoot beyond or over (a target) “Somebody ----s something”
  3. aim too high “The plan overshoots its aim” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «بالاتر زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن