دیکشنری فارسی

overshot

UKouvəʃɔt US'əuvə'ʃɔt

معنی فارسی

گردنده به نيروي آبي که از بالا ميريزد ، آبگرد ،

پيش آمده

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr shät´/adj.

● وابسته به بیرون زدگی بخش بالایی در مقایسه با بخش زیرین، فراز جسته، جلو آمده

an overshot jaw

فک جلو آمده

● فراز رانده

an overshot waterwheel

چرخ آبی فراز رانده (که آب از بالا بر آن می‌ریزد و آنرا به حرکت در می‌آورد)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having an upper part projecting beyond the lower “an overshot jaw”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن