overshot
UKouvəʃɔt
US'əuvə'ʃɔt
معنی فارسی
گردنده به نيروي آبي که از بالا ميريزد ، آبگرد ،
پيش آمده
معنی کامل و مثالها
/ō´vǝr shät´/adj.
● وابسته به بیرون زدگی بخش بالایی در مقایسه با بخش زیرین، فراز جسته، جلو آمده
an overshot jaw
فک جلو آمده
● فراز رانده
an overshot waterwheel
چرخ آبی فراز رانده (که آب از بالا بر آن میریزد و آنرا به حرکت در میآورد)
تعریف انگلیسی
adjective
- having an upper part projecting beyond the lower “an overshot jaw”