overslaugh
معنی فارسی
بخشودگي از کاري براي انجام کار بزرگتر ،
بازداشتن ، مانع شدن ، ناديده گذشتن
معنی کامل و مثالها
/ō´vǝr slô´/vt.
● (در دادن ترفیع رتبه) یکی را بر دیگری ترجیح دادن، حق کسی را به دیگری دادن
● مانع شدن، جلوگیری کردن
بخشودگي از کاري براي انجام کار بزرگتر ،
بازداشتن ، مانع شدن ، ناديده گذشتن
/ō´vǝr slô´/vt.
● (در دادن ترفیع رتبه) یکی را بر دیگری ترجیح دادن، حق کسی را به دیگری دادن
● مانع شدن، جلوگیری کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن