دیکشنری فارسی

overspend

US'əuvəs'pend

معنی فارسی

زياد خرج کردن زياد مصرف کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr spend´/vt., vi.

بیش از دیگری خرج کردن

بیش از توانایی مالی خرج کردن

(نادر) مصرف و فرسوده کردن، مصرف و تمام کردن، وامانده کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. spend more than available of (a budget) “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. spend at a high rate “Verb Frames:” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن