overstay
معنی فارسی
بيش از حد معين توقف کردن، زياد ماندن.
معنی کامل و مثالها
/ō´vǝr stā´/vt.
● (از حد معین) بیشتر ماندن، اقامت اضافی کردن
بيش از حد معين توقف کردن، زياد ماندن.
/ō´vǝr stā´/vt.
● (از حد معین) بیشتر ماندن، اقامت اضافی کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن