دیکشنری فارسی

overwatch

معنی فارسی

بواسطه بيداري يا مراقبت زياد خسته کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr wäch´/vt.

نظارت کردن، پاییدن، زیر نظر گرفتن، مراقبت کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن