overwatch
معنی فارسی
بواسطه بيداري يا مراقبت زياد خسته کردن
معنی کامل و مثالها
/ō´vǝr wäch´/vt.
● نظارت کردن، پاییدن، زیر نظر گرفتن، مراقبت کردن
بواسطه بيداري يا مراقبت زياد خسته کردن
/ō´vǝr wäch´/vt.
● نظارت کردن، پاییدن، زیر نظر گرفتن، مراقبت کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن